وقتی شما به عنوان یک تازه مهاجر New immigrant وارد کانادا می شین تجربه چندانی از زندگی در کانادا ندارین. به همین دلیل هم ممکنه در تصمیم گیری ها و یا قضاوتهاتون دچار اشتباهاتی بشین. این یک مساله طبیعیه. اصولا اشتباه کردن بخشی از طبیعت انسانه و تنها مختص به تازه مهاجران نیست. منتها اونچه که در اینجا مطرح می کنم بعضی اشتباهاتیه که تازه مهاجرین به کانادا (بخصوص ایرانی های عزیز) مرتکب می شن. این اشتباهات ممکنه جلوی پیشرفت شما رو برای مدت زیادی بگیره. این فهرست ناقصه و تنها به بعضی موارد اشاره می کنه که به نظر من اهمیت بیشتری دارن.
تصویر نادرست از کانادا
بسیاری از تازه مهاجرین تصویر نادرستی از کانادا دارن. البته این طبیعیه، به خاطر اینکه این دوستان قبلا در این کشور زندگی نکردن و خیلی هاشون حتی پیش از مهاجرت، به کانادا مسافرت هم نکردن. برای مثال خیلی ها فکر می کنن که در کشور کانادا به رایگان بین مردم رفاه و پول پخش می کنن.
این یک اشتباه بزرگه که تصور کنین در کانادا پول و رفاه به رایگان در اختیارتون قرار می گیره. اقتصاد کشور کانادا بیشتر برپایه یک نظام کاپیتالیستی (سرمایه داری) بنا شده. بدین معنا که شما کمتر از دولت کانادا امکانات و پول دریافت می کنین و هر آنچه به دست میارین حاصل زحمات خودتونه. برعکس، این شمایین که به دولت کانادا از طریق مالیات کمک می کنین. در واقع دولت کانادا به مهاجرین نیاز داره برای اینکه نیازهای مادیش رو تامین کنه، نه اینکه به مهاجران کمک برسونه!
شاید در وحله اول این مساله خیلی عجیب یا حتی تنفرآمیز باشه ولی اگه بهش به دقت نگاه کنین متوجه می شین که بسیار منطقیه. دولت کانادا از نظر مادی به مردمش وابسته است. به همین دلیل هم باید در مقابل کمک مالی ای که از مردم دریافت می کنه بهشون خدمات ارائه بده. به عبارت دیگه در کانادا مردم سخت کوش همیشه از دولت طلبکار هستن و بر سرش منت میگذارن. یعنی دولت خادم و توسری خور مردمه نه آقا بالاسر اونها.
دولت هم در مقابل کمکی که از مردم دریافت می کنه بهشون خدمات عمومی ارائه میده. این خدمات شامل مواردی مثل پزشکی رایگان، بزرگراه ها و جاده ها، کتابخانه ها، پلیس، امنیت ملی، دفاع ملی و غیره میشه.
به این ترتیب گرچه ممکنه بتونین در ابتدای ورود، از دولت کمکهای محدودی دریافت کنین ولی در مجموع این شمایین که باید زحمت بکشین، کار کنین، پول در بیارین، و بعد دولت رو از نظر مالی تقویت کنین تا خدمات خودش رو به شکل احسن ارائه کنه.
امتیاز بزرگ کانادا در اینه که به خاطر یک اقتصاد قدرتمند و محیط امن امکان پیشرفت رو برای آدمهای سخت کوش فراهم میکنه نه اینکه امکانات رایگان در اختیار افراد قرار بده.
ندانستن یکی از زبانهای رسمی کانادا
بر یک تازه مهاجر واجبه که قبل از ورود به کانادا با یکی از زبانهای رسمی کانادا (انگلیسی یا فرانسه) آشنایی بسیار خوب داشته باشه. منظور از آشنایی خوب اینه که بتونین با استفاده از اون زبان با پلیس ارتباط برقرار کنین، به تلفنها پاسخ بدین، در مصاحبه های شغلی شرکت کنین، مشکلات جسمانی تون رو به پزشک توضیح بدین، به ایمیلهاتون پاسخ بدین و غیره.
اگر به این امید هستین که وارد کانادا میشین و زبان رو در محیط یاد می گیرین سخت در اشتباهین. من نمونه های بسیاری رو میشناسم که حتی بعد از 5 الی 10 سال حضور در کانادا هنوز با خیلی از مواردی که در بالا ذکر کردم مشکل دارن.
البته دولت کانادا کلاسهای آموزش زبان رایگان برای تازه مهاجرین تشکیل میده ولی اولا چون اکثر شرکت کنندگان در این کلاسها کسانی هستن که قبلا حوصله یادگیری زبان رو نداشتن، این کلاسها چندان مؤثر واقع نمیشن و ثانیا هر روزی که برای زبان آموزی در کانادا صرف کنین به معنای اینه که یک روز دیرتر استخدام می شین و ده ها و یا حتی صدها دلار رو از دست میدین. من از همه شما خواهش می کنم که حتما فراگیری یکی از زبانهای رسمی کانادا رو قبل از ورود به کانادا جدی بگیرین. حالا اگه هر دو تا رو یاد گرفتین که چه بهتر.
لازمه این رو هم بگم که در بیشتر نقاط کانادا اگه فقط انگلیسی بلد باشین به هیچ مشکلی برخورد نمی کنین و نیازی به فراگیری فرانسه نیست. در بعضی نقاط هم برعکس این مساله جریان داره (بخصوص در کبک).
جامعه هم زبان و هم فرهنگ
یکی از اشتباهات بزرگی که تازه مهاجران می کنن اینه که به محض ورود سعی در پیدا کردن جامعه هم زبان و هم فرهنگ خودشون دارن. این مساله منجر به این میشه که این عزیزان در محدوده چنین جامعه ای گیر کنن و نتونن با کل جامعه کانادا پل ارتباطی لازم رو بسازن.
داشتن دوستان ایرانی و رفت و آمد در محیط های ایرانی هیچ اشکالی نداره، به شرط اینکه شما رو محدود نکنه. دقت کنین که کل جامعه ایرانی کانادا به قولی کمتر از 100 هزار نفر و به قولی حدود 300 هزار نفره. این در حالیه که جمعیت کانادا 33 میلیون نفره. در ضمن فرهنگ، زبان، نوع غذاها و تفریحات مردم کانادا با جامعه ایرانی متفاوته. در بعضی موارد این تفاوتها بسیار فاحش و غیرقابل نادیده گرفتنه.
به نظر این حقیر بهتره که تازه مهاجران عزیز حداقل در چند ماه اول ورودشون به کانادا - تا حدی که دچار افسردگی روحی نشن - سعی کنن از جامعه ایرانی دوری کنن. این مساله به شما کمک می کنه که با جامعه کانادایی بیشتر اخت بشین و سریعتر راه خودتون رو پیدا کنین.
زندگی در شهرهای بزرگ
اگر کسی در یک شهر بزرگ زندگی کنه هیچ اشکالی نداره. اما اگه کسی خودش رو به زندگی در شهرهای بزرگ محدود کنه اشتباه بزرگی رو مرتکب شده. من می شناسم دوستانی رو که صبح تا شب - زن و شوهر - در شهرهای بزرگ کار می کنن تا زندگی شون بچرخه. برای مثال قیمت متوسط اجاره خانه در تورنتو بین 2 الی چهار برابر اجاره خانه در شهر ماست. شما می تونین در شهر ما در بهترین مجموعه آپارتمانی با کمتر از 750 دلار در ماه یک آپارتمان دوخوابه اجاره کنین (با استخر و زمین تنیس). در حالیکه قیمت آپارتمان مشابه در تورنتو شاید نزدیک و یا حتی بیشتر از 1500 دلار در ماه باشه.
نکته مهم اینه که نباید از همون روز اول به یک شهر کوچک برین - مگر اینکه دوستانی در اونجا دارین و یا بنا به دلایلی متقاعد شدین که باید از همون اول یک شهر کوچک رو انتخاب کنین.
در واقع لازمه که موقع اقدام برای پیدا کردن کار، شهرهای کوچک رو از لیستتون حذف نکنین. به محض اینکه کاری مناسب در یک شهر کوچک پیدا کردین اون وقت جابه جایی رو انجام بدین.
شهرهای کوچک کانادا اکثر امکانات شهرهای بزرگ رو دارن و حتی در بعضی موارد بهتر از شهرهای بزرگ هستن. منتها مشکل بزرگ اونها اینه که اگه کارتون رو از دست بدین ممکنه مجبور به کوچ به شهر دیگه ای بشین. برای همین، تنها وقتی به یک شهر کوچک نقل مکان کنین که کار مطمئنی در اون شهر پیدا کردین.
بخصوص برای بسیاری از خانواده های بچه دار زندگی در شهرهای کوچک به مراتب بهتره. بعضی امتیازات شهرهای کوچک شامل موارد زیره:
- امکانات پزشکی و بیمارستانی بهتر و در دسترس تر (بسته به شهر کوچک این مساله فرق می کنه)
- راحتی دستیابی به ادارات دولتی
- حمایت شهرداری از کسانی که دست به کارهای جدید و مبتکرانه می زنن یا قصد تاسیس کارهای جدید دارن
- خلوت بودن کلاسهای مدرسه و در اختیار بودن آسان مدارس خاص (مثل مدارس فرانسوی زبان) در اختیار کودکان شما
- دستیابی سریع به شهرهای بزرگتر (بخصوص در جنوب انتاریو شهرهای کوچک معمولا فاصله ای کمتر از 100 کیلومتر با نزدیکترین شهرهای بزرگ اطراف دارن)
- ارزان بودن خانه برای خرید (مثلا در شهر ما قیمت متوسط خانه ها 130 هزار دلاره)
- ارزان بودن اجاره خانه
- پایین تر بودن هزینه بیمه خودرو (به خاطر پایین بودن احتمال تصادف)
- مصرف کمتر بنزین (به دلیل نزدیکی راهها و نبود ترافیک)
- صمیمی بودن مردم
- پیشرفت سریعتر در جامعه کوچک
- دسترسی آسان به سیاست مداران و افراد با نفوذ شهر
- محیط آرام و امن
- هوای پاکیزه و دوری از ترافیک
بعضی معایب شهرهای کوچک هم به ترتیب زیره
- نبود یا کمبود بعضی امکانات (مثل کلاسهای آموزشی خاص)
- محدود بودن بازار کار
- کم بودن تعداد ساکنین ایرانی
در مجموع به شرط داشتن کار به نظر من زندگی در شهرهای کوچک برای خانواده ها ارزشمنده.
موفق باشین
نمایی از نمایش خودروهای کلاسیک در چتم


یکی از کلیساهای چتم

یکی از ساختمانهای اداری چتم معروف به ساختمان فدرال

منبع : کانادا جون